Menu

ترانه ساز

ترانه-ساز

لب من از همه ی لب ها ترانه سازترست

چرا که قصه ی اندوه من درازترست

 

همیشه دیدن و با غیر دیدنت شب و روز

ز درد و رنج فراق تو جانگدازترست

 

در آرزوی تو خلقی گشاده اند آغوش

بیا به جانب آغوش من که بازترست

 

بزیر پای تو افتد سر سرافرازان

فدای قد تو هر سرو قد که نازترست

 

قدی که در غم عشقت چو بید مجنونست

به راستی قسم از سرو سرافرازترست

 

ز یاد خود مبر ای بی وفا «جلالی» را

چرا که از همه ی عشاق پاکبازترست

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *