بستند به هم بال مرا باز چه سازم
در حسرت بال و پر و پرواز چه سازم
باز این سر شوریده سر عشق تو دارد
آهنگ جنون می زند این ساز چه سازم
نام تو چرا ورد زبان ها شده در شهر
خاموشم و با این همه آواز چه سازم
اشکم ره نظاره به رخسار تو بربست
با این همه عشاق نظر باز چه سازم
در بند تو ای عشق قوی پنجه اسیرم
گنجشکم و در پنجه ی شهباز چه سازم
گویند مکن خانه به میخانه «جلالی»
با سیل غم خانه برانداز چه سازم
