Menu

عشق و آبرو

عشق-و-آبرو

میان نامه هایش عکس او را جستجو کردم

دلم خواهد بگریم باز امشب یاد او کردم

 

ز من رنجیده بود از یاوه گوییهای بد گویان

چنان اول نشد با آن که رفتم رو به رو کردم

 

شبی در مجلسی دشنام بر من داد در مستی

جوابش گر ندادم فکر عشق و آبرو کردم

 

ز غیرت تا غرور خویشتن را نشکنم آن شب

شکستم در دهان فریاد و پنهان در گلو کردم

 

یکی از دوستان می داد ای کاش آشتی ما را

کسی پیدا نشد با هر که رفتم گفتگو کردم

 

مپرس از من چرا این تندخو را دوست می داری

بداخلاق است باشد من بدین بدخلق خو کردم

 

گل نازک دل من بی وفا هم هست اما من

شنیدم بوی او را ، هر گلی هر جا که بو کردم

 

«جلالی» را نباشد هیچ ترسی ز آبروریزی

که پای قد سروی آبرو را آب جو کردم

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *