Menu

گوشه گیری

گوشه-گیری

گر ز دست غم در این ایام یک دم فارغیم

در پناه باده گلرنگ از غم فارغیم

 

بهر عیش و نوش، عالم در تب و تاب اند و ما

بامی معشوقه و مطرب ز عالم فارغیم

 

آزمودیم این جهان را پیش از این از بیش و کم

حالیا در گوشه ای از بیش و از کم فارغیم

 

گر چه باشد درهم و دینار را نقشی خطیر

بی نیازی بین که از این نقش درهم فارغیم

 

کشت ما را کارساز عشق و از نو زنده کرد

آن چنان کز معجز عیسی بن مریم فارغیم

 

دوش در آغوشم آن گل با گل گلزار گفت

غرق اشکیم ار ز فیض روی شبنم فارغیم

 

از برای شکوه پیش خلق نگشاییم لب

تا «جلالی» از غم ایام و ماتم فارغیم

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *