صوفیان آسان از این ویران سرا دل می کنند
سهل منزل می کنند و سهل منزل می کنند
عارفان از نکته سنجی کار دباغان کنند
پوست ها از کله ی بی مغز غافل می کنند
سالکان راه حق در هر طریقی رهروند
نقشه های راه را بر چوب محمل می کنند
عاشقان جان را نثار پای معشوقان کنند
بند جان خویشتن از پای قاتل می کنند
عاقلان از دست نگذارند فرصت را بدهر
بال و پر را زودتر از مرغ بسمل می کنند
جاهلان چون کودکانی زندگانی می کنند
در کنار بحر چاه خود به ساحل می کنند
زاهدان در حیله کاری درس شیطان می دهند
هم ز جاهل سهم خود را هم ز عاقل می کنند
واعظان در روضه خوانی با دروغ شاخ دار
در خیال خویشتن از گریه محفل می کنند
تاجران هر چند بتوانند اندوزند مال
ریشه ی خود از زمین و قبر در گل می کنند
مالکان از دست رنج برزگر دزدند و گر
شد میسر لقمه ای از نان سائل می کنند
شاعرانی چون «جلالی» از تمامی بدترند
روز و شب جان می کنند و مهر باطل می کنند
