Menu

نشان های پیری

داد از دورِ چرخ گردون داد

که نگردد دقیقه ای به مُراد

 

پیکرِ چون تَهمتنِ ما را

کرده مانند طفلِ مادرزاد

 

هرچه سوراخ بوده در اَعضا

یا شده تنگ یا که گشته گُشاد

 

گوشِ تیزم کر است و سَدِّ صداست

بی صدا تیزها! شوند آزاد

 

بادِ زیرینِ روان و آهنگش

را به آروغ های بالا داد

 

بی صدا زیر و با صداست زَبَر

حال و این است جابه جائیِ باد

 

بَهره وَر ریش باشد از آروغ

گفتم این را هر آنچه بادا باد

 

***

یزد ۱۳۸۷/۱/۲۵

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *