Menu

چوگان بازی

چوگان-بازی

بر مشامم چه گذشته است که بوی تو خورد

زنده شد جان که نسیم از سر کوی تو خورد!

 

کرده یاد تو مشام دل و جان عطرآگین

با نسیمی که وزانست و به موی تو خورد!

 

بر لبش بوسه زنم گر چه رقیبم باشد

گر لبش بوسه ای از زیر گلوی تو خورد!

 

دست چوگان صفتم هست خدایا چه شود

که به میدان گه آن سینه به گوی تو خورد!

 

چون تو را بی نظر و میل تو شوهر دادند!

از لبت بوسه حرامست که شوی تو خورد!

 

درد هجر تو به دل دارم و حیفم آید

از تو جز مرگ تو بر فرق عدوی تو خورد!

 

استخوانی که ز من مانده به خویشان گفتم

بگذارند که آن هم سگ کوی تو خورد!

 

چون «جلالی» کند از چشم به عمری جاری

هر که یک جرعه ی وصل از لب جوی تو خورد!

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *