Menu

جانبازان خاموش «ذوقافیتین»

جانبازان-خاموش

عشق تا تاخت به جان من و پروانه و شمع

شعله ور ساخت روان من و پروانه و شمع

 

پدر عشق بسوزد که به امید وصال

آتش انداخت به جان من و پروانه و شمع

 

پاکبازم من و احوال مرا می داند

آن که جان باخت بسان من و پروانه و شمع

 

من چو پروانه و شمعم که بسوزم، هر چند

شعر پرداخت بیان من و پروانه و شمع

 

گر چه با شعر بگفتم غم دل، باز کسی

فرق نشناخت میان من و پروانه و شمع

 

بر دهان مهر نهادیم و لوای تسلیم

خوش برافراخت دهان من و پروانه و شمع

 

همچو تیغی که کند جای «جلالی» به نیام

نه سخن آخت زبان من و پروانه و شمع

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *