Menu

باغ جنت

باغ-جنت

جا به زندان سکندر در قفس داریم ما

سرنوشت ما بود این تا نفس داریم ما

 

(شیرکوه) یزد تنها یار پابرجای ماست

شکرالله باز یک فریادرس داریم ما

 

حاصل جان کندن ما بین که در دارالعباد

لخت و عریانیم و دستی پیش و پس داریم ما

 

شوربختی بین که پنهانی در آغوش کویر

باده می نوشیم چون ترس از عسس داریم ما

 

نیست ما را عیش و نوش و باده ای در این سرای

گر شما دارید حالی ملتمس داریم ما

 

ای رفیقان یاد ما باشید در صحرا و باغ

کاندر این جا در بیابان خار و خس داریم ما

 

دیرگاهی سخت جانی کرده ایم اندر کویر

تشنه می میریم و مرگی زودرس داریم ما

 

می گزینیم ای «جلالی» باغ جنت را و بس

سیر باغ و بوستانی گر هوس داریم ما

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *