Menu

غزل شماره ۱

01

۱- اَلا یا اَیُّها الساقی اَدِر کأساً وَ ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
۲- به بوی نافه ای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید
زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها
۳- مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها
۴- به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
۵- شب تاریک و بیم موج وگردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
۶- همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها
۷- حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ
مَتی ما تَلقُ مِن تَهوی دَعِ الدُّنیا وَ اهملها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *