| ۱- | رونق عهد شبابست دگر بستان را |
| می رسد مژده ی گل بلبل خوش الحان را | |
| ۲- | ای صبا گر به جوانان چمن باز رسی |
| خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را | |
| ۳- | گر چنین جلوه کند مُغبچه باده فروش |
| خاکروبِ در میخانه کنم مژگان را | |
| ۴- | ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان |
| مضطرب حال مگردان من سرگردان را | |
| ۵- | ترسم این قوم که بر دردکشان می خندند |
| در سر کار خرابات کنند ایمان را | |
| ۶- | یار مردان خدا باش که در کشتی نوح |
| هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را | |
| ۷- | برو از خانه گردون بدر و نان مطلب |
| کان سیه کاسه در آخر بکُشد مهمان را | |
| ۸- | هر که را خوابگه آخر به دو مشتی خاک است |
| گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را | |
| ۹- | ماه کنعانی من مسند مصر آنِ تو شد |
| وقت آن است که بدرود کنی زندان را | |
| ۱۰- | حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی |
| دام تزویر مکن چون دگران قرآن را |
