Menu

غزل شماره ۱۵

15ok

۱- صبح دولت می دمد کو جام همچون آفتاب
فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب
۲- خانه بی تشویش و ساقی یار ومطرب بذله گوی
موسم عیش است و دور ساغر و عهد شباب
۳- از پی تفریح طبع و زیور حسن و طرب
خوش بود ترکیب زرّین جام با لعل مذاب
۴- از خیال لطف می ،مشّاطه چالاک طبع
در ضمیر برگ گل خوش میکند پنهان گلاب
۵- شاهد و مطرب به دست افشان و مستان پای کوب
غمزه ساقی ز چشم می پرستان برده خواب
۶- خلوت خاص است و جای امن و نزهتگاه انس
هر که این صحبت بیابد یابد او صد فتح باب
۷- تا شد آن مه مشتری دُرهای حافظ را به جان
می رسد هر دم به گوش زهره گلبانگ رباب

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *