Menu

غزل شماره ۲۶

25

۱- شکفته شد گل خمری و گشت بلبل مست
صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
۲- اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود
به بین که جام زجاجی چه طرفه اش بشکست
۳- بیار باده که در بارگاه استغنا
چه پاسبان و چه سلطان، چه هوشیار وچه مست
۴- ازین رباط دو در چون ضرورتست رحیل
رواق و طاق و معیشت چه سربلند و چه پست
۵- مقام عیش میسر نمی شود بی رنج
بلی به حکم بلا بسته اند عهد الست
۶- به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش میباش
که نیستی ست سرانجام هر کمال که هست
۷- شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر
به باد رفت و از او خواجه هیچ طرف نبست
۸- به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی
هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست
۹- زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید
که تحفه ی سخنت می برند دست به دست

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *