Menu

غزل شماره ۲۷

26

۱- زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست
۲- نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب، دوش به بالین من آمد بنشست
۳- سرفرا گوش من آورد و به آواز حزین
گفت: ای عاشق شوریده ی من خوابت هست
۴- عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نبود باده پرست
۵- برو ای زاهد و بر دردکشان خورده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
۶- آن چه او ریخت به پیمانه ما، نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است و گر از بادهِ مست
۷- خنده ی جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *