Menu

غزل شماره ۶۱

60

۱- روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچه یی هنوز و صدت عندلیب هست
۲- گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در این دیار هزاران غریب هست
۳- هر چند دورم از تو که دور از تو کس مباد
لیکن امید وصل تواَم عن قریب هست
۴- در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
۵- آنجا که کار صومعه را جلوه می‌دهند
ناموس دیر راهب و نام صلیب هست
۶- عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
۷- فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
هم قصّه‌ یی غریب و حدیثی عجیب هست

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *