Menu

غزل شماره ۸۷

۱- ای هُدهُد صبا به سبا می‌فرستمت
بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت
۲- حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
زین جا به آشیان وفا می‌فرستمت
۳- در راهِ عشق مرحله قُرب و بُعد نیست
می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت
۴- هر صبح و شام قافله‌ یی از دعای خیر
در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت
۵- تا لشکر غمت نکند مُلک دل خراب
جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت
۶- ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت
۷- در روی خود تفرُّج صنع خدای کن
کایینه خدای نما می‌فرستمت
۸- تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت
۹- ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت
۱۰- حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر تُست
بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *