Menu

غزل شماره ۹۳

92

۱- دل من در هوای روی فرُّخ
بود آشفته همچون مویِ فرُّخ
۲- بجز هندوی زلفش هیچکس نیست
که برخوردار شد از روی فرُّخ
۳- سیاهی نیک بخت است آنکه دایم
بود همراه و هم زانوی فرُّخ
۴- شود چون بید لرزان سرو بُستان
اگر بینَد قد دلجویِ فرُّخ
۵- بده ساقی شرابِ ارغوانی
به یاد نرگسِ جادویِ فرُّخ
۶- دوتا شُد قامتم همچون کمانی
ز غم پیوسته چون ابروی فرُّخ
۷- نسیمِ مشک تاتاری خجل کرد
شمیم زلفِ عنبر بویِ فرُّخ
۸- اگر میل دل هر کس به جایی ست
بود میل دل من سوی فرُّخ
۹- غلام خاطر آنم که باشد
چو حافظ چاکر و هندویِ فرُّخ