Menu

غزل شماره ۱۱۲

111

۱- آن کس که به دست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد
۲- آبی که خَضِر حیات از آن یافت
در میکده جو که جام دارد
۳- سر رشته جان به جام بگذار
کاین رشته ازو نظام دارد
۴- ما و می و زاهدان و تقوی
تا یار سر کدام دارد
۵- بیرون ز سر تو ساقیا نیست
در دورِ کسی که کام دارد
۶- نرگس همه شیوه های مستی
از چشم خوشِ تو، وام دارد
۷- ذکر رُخ و زلفِ تو دلم را
وردی ست که صبح و شام دارد
۸- بر سینه ی ریش دردمندان
لعلت نمکی تمام دارد
۹- در چاه زِنَخ چو حافظ ای جان
حسن تو دو صد غلام دارد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *