Menu

غزل شماره ۱۱۳

112

۱- دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دَمی گم شود چه غم دارد
۲- به خطّ و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاه و شی ده که محترم دارد
۳- نه هر درخت تحمّل کند جفای خزان
غلام همّت سروم که این قدم دارد
۴- رسید موسِم آن کز طرب چو نرگس مست
نهد به پایِ قدح هر که شش درم دارد
۵- زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار
که عقل کلّ به صدت عیب متهّم دارد
۶- ز سِرّ غیب کس آگاه نیست قصّه مخوان
کدام مَحرم دل ره درین حرم دارد
۷- دلم که لاف تجرُّد زدی کنون صد شغل
به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد
۸- مراد دل ز که جویم که نیست دلداری
که جلوه نظر و شیوه کرم دارد
۹- ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست
که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *