Menu

غزل شماره ۱۲۷

126

۱- صوفی نهاد دام و سر حقّه باز کرد
بنیاد مکر با فلکِ حقّه باز کرد
۲- بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد
۳- ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد
۴- این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد
۵- ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم
زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد
۶- صنعت مکن که هر که محبت نه پاک باخت
عشقش به روی دل در معنی فراز کرد
۷- فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
۸- ای کبک خوشخرام که خوش می روی به ناز
غَرّه مشو که گربه عابد نماز کرد
۹- حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *