Menu

غزل شماره ۱۳۲

131

۱- یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
۲- آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
۳- کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علمِ داد نکرد
۴- دل به امّیدِ صدایی که مگر در تو رسد
ناله ها کرد درین کوه که فرهاد نکرد
۵- سایه تا باز گرفتی ز چمن، مرغ سحر
آشیان در شِکن طُرّه شمشاد نکرد
۶- شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار
زآنکه چالاک تر از این حرکت باد نکرد
۷- کِلک مشّاطه صُنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حُسن خداداد نکرد
۸- مُطربا پرده بگردان و بزن راهِ عراق
که به این راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
۹- غزلیّات عراقی ست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *