Menu

ما چُنینیم

ما-چنینیم

ما شیر ژیانیم ز پیکار نترسیم

از حیلت صیاد ستمکار نترسیم

 

ما آتش و برقیم ز جنگل نهراسیم

ما شعله ی ناریم ز نی زار نترسیم

 

ما قامت افراشته سرو بلندیم

از رویش خار و خس گلزار نترسیم

 

ما کوه گران سنگ فلکسای بزرگیم

از سنگ و کلوخ و گِل و آوار نترسیم

 

ما سیل سرازیر خروشان عظیمیم

از خندق و از مانع دیوار نترسیم

 

ما حمزه سردار جگردار قیامیم

از غزوه و از هند جگر خوار نترسیم

 

ما دایره ی لایتناهی امّیدیم

از ساحت محدوده ی پرگار نترسیم

 

گرگ تله ها دیده در رفته ز بندیم

مغرور نه امّا دگر از غار نترسیم

 

شاهین قوی پنجه خونین پر و بالیم

از عاقبت مرغ گرفتار نترسیم

 

تیریم که در جوشن فولاد نشینیم

شیریم که از روبه مکّار نترسیم

 

دُردی کش خُم های شرابیم به سرداب

از یک دو سه پیمانه سرشار نترسیم

 

ناطور کمر بسته جالیز و در این باغ

از آدمک و جبّه و دستار نترسیم

 

حق گوی شجاعیم «جلالی» و چو حلّاج

سر در کف و از دار و ز سردار نترسیم

 

یزد ۱۳۶۳/۵/۱۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *