Menu

غزل شماره ۱۳۹

138

۱- چه مستی است ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
۲- چه راه می زند این مطرب مقام شناس
که در میان غزل قول آشنا آورد
۳- تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
۴- دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
۵- رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
۶- صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد
۷- علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
«برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد»
۸- مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
۹- به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
۱۰- فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
که التجا به دَرِ دولت شما آورد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *