Menu

حمّال لال

حمال-لال

همدمی کوتا پس از شب ها شبی حالی کنیم

دلبری کو تا دلی از عقده ها خالی کنیم

 

در برش گیریم و لب بوسیم و چون پروانه ای

گرد باغ و خانه گردیم و سبکبالی کنیم

 

بعد سالی گر شبی فیض وصالش دست داد

به که ما جبران دوری های یک سالی کنیم

 

باده پیش آریم و اوّل نم نمک نوشیم و بعد

حال ما چون شد دگرگون شیشه را خالی کنیم

 

دست در زلف دو تا و سینه را بر سینه ها

ران به ران و پنجه ی پا در گل قالی کنیم

 

راه ناهموار وصل یار خود را این چنین

بهر خود هموار و صاف از همّتی عالی کنیم

 

آخر شب پیکر بی حال او را روی دوش

سوی کوی و خانه ی او برده حمّالی کنیم

 

گر بپرسد مادر او این چه وضع و حالت است

لاجرم ما گنگ بازی کرده و لالی کنیم

 

بعد از آن شب های بسیاری شود مهمان ما

با چنین یاری «جلالی» ما خوش اقبالی کنیم

 

یزد ۱۳۶۲/۲/۱۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *