Menu

غزل شماره ۱۶۶

164

۱- در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
۲- از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمّل که تو دیدی همه بر باد آمد
۳- باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند
موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد
۴- بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد
۵- ای عروس هنر از بخت شکایت منمای
حجلهِ حسن بیارای که داماد آمد
۶- دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با حُسن خداداد آمد
۷- زیر بارند درختان که تعلّق دارند
ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
۸- مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان
تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *