Menu

غزل شماره ۱۶۷

165

۱- مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
۲- برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد
۳- عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
۴- مردمی کرد و کَرَم بختِ خداداده من
کان بتِ سنگ دل از راه وفا بازآمد
۵- لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بود به امیّد دوا بازآمد
۶- چشم من در ره این قافله راه بماند
تا به گوش دلم آواز دَرا بازآمد
۷- گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست
لطف او بین که به صلح از دَرِ ما بازآمد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *