Menu

غزل شماره ۱۶۸

166

۱- صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
۲- هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
۳- تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
۴- به گوش هوش نیُوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
۵- ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
۶- ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
۷- چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
۸- ز خانقاه به میخانه میرود حافظ
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *