Menu

به یاد فرخی یزدی

به-یاد-فرخی-یزدی

رشته ی الفت و عهدی که میان من و تو است

من بدان سخت وفادار و تو می گیری سست

 

دیدی و دیده فرو بستی و این نیست روا

عهد بشکستی و جان خستی و این نیست درست

 

من اگر قابل عشق تو نبودم آخر

از چه پابند خودت کردیم از روز نخست

 

دلبرا ای که تو چون جانی و جانان منی

دست از جانم یعنی ز تو نتوانم شست

 

عهد خود را نه که با آن بشکستی دل من

از خدا خواسته ام تا که شود کار درست

 

عاقبت بر در میخانه به مقصود رسید

دردمندی که به محراب دعا ره می جست

 

سبزه از خاک تو گر رست «جلالی» چه عجب

ز آن که عشق گُلک سبز خطی در دل تست

 
(۱)به استقبال از غزل:
 

راستی کج کل ها عهد تو سخت آمد سست

رفتی و عهد شکستی نَبُد این کار درست

 
مرحوم فرخی یزدی که در سال اول مجله ارمغان درج و از طرف انجمن ادبی ایران به مسابقه گذاشته و شعرای زیر: هادی حایری – دهقان کرمانی مایل – حسین قمشه ی- مهدی قاجار – ناظر اصفهانی – شیخ حسین طهور – و دبیر قوچانی از آن استقبال کرده بودند سروده شد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *