Menu

غزل شماره ۱۷۶

174

۱- نقدها را بُوَد آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
۲- مصلحت دیدِ من آنست که یاران همه کار
بگذارند و خَم طُرّهِ یاری گیرند
۳- خوش گرفتند حریفان سَر زُلف ساقی
گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند
۴- قُوَّتِ بازوی پرهیز به خوبان مفروش
که درین خیل حصاری به سواری گیرند
۵- یا رب این بچّهِ تُرکان چه دلیرند به خون
که به تیر مُژه هر لحظه شکاری گیرند
۶- رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد
خاصه رقصی که در آن دستِ نگاری گیرند
۷- حافظ اَبنایِ زمان را غم مسکینان نیست
زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *