Menu

غزل شماره ۱۷۹

177

۱- مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کُند
که اعتراض بر اسرار عِلم غیب کند
۲- کمالِ صدق محبّت ببین نه نقص گناه
که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند
۳- ز عطر حور بهشت آن زمان برآید بوی
که خاک میکده ما عبیر جیب کند
۴- چنان زند ره اسلام غمزه ساقی
که اجتناب ز صهبا مگر صهیب کند
۵- کلید گنج سعادت قبول اهل دل است
مباد آنکه درین نکته شکّ و ریب کند
۶- شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد
که چند سال به جان خدمت شعیب کند
۷- ز دیده خون بچکاند فسانه حافظ
چو یاد وقت زمان شباب و شیب کند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *