| ۱- | بوَد آیا، که در میکده ها بگشایند |
| گِره از کار فروبسته ما بگشایند | |
| ۲- | اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند |
| دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند | |
| ۳- | به صفای دل رندان، صبوحی زدگان |
| بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند | |
| ۴- | گیسوی چنگ ببُرّید به مرگ می ناب |
| تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند | |
| ۵- | نامه تعزیت دختر رَز بنویسید |
| تا حریفان همه خون از مژه ها بگشایند | |
| ۶- | در میخانه ببستند خدایا مپسند |
| که در خانه تزویر و ریا بگشایند | |
| ۷- | حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا |
| که چه زُنّار ز زیرش به جفا بگشایند |
