Menu

غزل شماره ۱۹۵

193

۱- یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
رقم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود
۲- یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می کُشت
مُعجز عیسویت در لب شکّرخا بود
۳- یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس
جُز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
۴- یاد باد آنکه رُخَت شمع طرب می افروخت
وین دل سوخته پروانه ناپروا بود
۵- یاد باد آنکه در آن بزمگه خُلق و ادب
آنکه او خنده مستانه زدی صهبا بود
۶- یاد باد آنکه چو یاقوت قدح خنده زدی
در میان من و لعل تو حکایتها بود
۷- یاد باد آنکه مه من چو کَمَر بربستی،
در رکابش مَه نو پیک جهان پیما بود
۸- یاد باد آنکه خرابات نشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
۹- یاد باد آن که به اصلاح شما می شد راست
نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *