Menu

مشکل گشا

مشکل-گشا

نیست جز پای پر از آبله خسته ی ما

همرهی در ره ما بسته و پیوسته ی ما

 

بهتر از دست چپ و راست که بر پیکر ماست

نیست دست دگری یاور و سر دسته ی ما

 

همچنان سینه ی دل سوخته سرپوشی نیست

حافظ سرّ مگوی دل بشکسته ی ما

 

غیر در باز کن شیشه ی می باز نکرد

هیچ دستی گره از کار فرو بسته ی ما

 

از ره شیشه ز دست غم دل بگریزیم

شاهد ما بود این جان ز غم رسته ی ما

 

از «جلالی» به زبان هاست بسی حرف قصار

(کور و کر باش)بود گفته ی برجسته ی ما

 

یزد ۱۳۶۰/۱۰/۲۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *