Menu

غزل شماره ۱۹۹

197

۱- خستگان را چو طلب باشد و قوّت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروّت نبود
۲- ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آن چه در مذهب اصحاب طریقت نبود
۳- خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبّت نبود
۴- دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
۵- گر من از میکده همّت طلبم عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود
۶- چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکی ست
نبُود خیر در آن خانه که عصمت نبود
۷- حافظا علم و ادب وَرز که در مجلس خاصّ
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *