Menu

غزل شماره ۲۰۰

198

۱- قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود
۲- من دیوانه چو زلف تو رها می کردم
هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
۳- یا رب آیینه حُسن تو چه جوهر دارد
که درو آهِ مرا قوّتِ تاثیر نبود
۴- سر ز حیرت به در میکده ها برکردم
چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود
۵- نازنین تر ز قدّت در چمن ناز نرست
خوش تر از نقش تو در عالم تصویر نبود
۶- تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم
حاصلم دوش بجز ناله شبگیر نبود
۷- آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود
۸- آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو
که بر هیچ کَسَش حاجت تفسیر نبود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *