Menu

غزل شماره ۲۰۱

199

۱- دوش در حلقه ی ما صحبت گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود
۲- دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
۳- هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد
ورنه در کَس نرسیدیم که از کوی تو بود
۴- عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
۵- من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکَنِ طُرَّه هندوی تو بود
۶- بگشا بند قبا تا بگشاید دلِ من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
۷- به وفای تو که بر تُربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *