Menu

غزل شماره ۲۱۲

210

۱- چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
۲- چو ماه نو ره نظارّگان بیچاره
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
۳- شب شراب خرابم کند به بیداری
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
۴- طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
بیفتد آن که درین راه با شتاب رود
۵- حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
کلاه داریش، اندر سر شراب رود
۶- گدایی در جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سایه این در به آفتاب رود؟
۷- دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش
که این معامله در عالم شباب رود
۸- سواد نامه موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود، ور صد انتخاب رود
۹- حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که درین راه بی حجاب رود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *