شکر لله آرد ها را تا به آخر بیختیم
در سر موقع الک را جای خود آویختیم
شکرلله نور چشمان عزیز خویش را
شیر و شکّر وار در جام تأهل ریختیم
وصلت ار با دوست در فامیل خود کردی نکوست
ما چنین کردیم و خوش با یک دگر آمیختیم
نسبت و عشق و توافق بین آن ها بود و ما
راه وصل این دو را هموار و شور انگیختیم
وصلتی در سادگی کردیم و بی پیرایگی
ز احمقی باشد تجمّل ما از آن بگریختیم
خوش «جلالی» آسیاب زندگی گردید و ما
وه چه نیکو بیختیم و وه چه خوب آویختیم
یزد جمعه ۱۳۶۲/۵/۷
به مناسبت دامادی پسرم مهندس محمود جلالیان سروده شد.
