Menu

غزل شماره ۲۱۸

216

۱- گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو، ببینم چه شود
۲- یا رب اندر کَنَفِ سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
۳- آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فِتد عکس تو بر لعل نگینم چه شود
۴- واعظ شهر چو مِهرِ مَلِک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
۵- عقلم از خانه به دررفت و اگر می اینست
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
۶- صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود
۷- خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *