Menu

غزل شماره ۲۱۹

217

۱- بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد
دولت خبر ز راز نهانم نمی دهد
۲- از بهر بوسه یی ز لبش جان همی دهم
اینم نمی ستاسد و آنم نمی دهد
۳- مردم ز اشتیاق و درین پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد
۴- زلفش کشید باد صبا چرخ سفله بین
کانجا مجال باد و زانم نمی دهد
۵- چندان که بر کنار چو پرگار میروم
دوران چو نقطه رو به میانم نمی دهد
۶- شکّر به صبر دست دهد عاقبت ولی
بدعهدی زمانه زمانم نمی دهد
۷- گفتم روم به خواب و ببینم خیال دوست
حافظ ز آه و ناله امانم نمی دهد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *