Menu

غزل شماره ۲۳۴

232

۱- بیا که رایت منصور پادشاه رسید
نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
۲- جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت
کمال عدل به فریاد دادخواه رسید
۳- سپهر دور خوش اکنون زند که ماه آمد
جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید
۴- ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن
قوافل دل و دانش که مرد راه رسید
۵- عزیز مصر به رغم برادران غیور
ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید
۶- کجاست صوفی دجّال فعل ملحدشکل
بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید
۷- صبا بگو که چها بر سرم درین غم عشق
ز آتش دل سوزان و دود آه رسید
۸- ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق
همان رسید که آتش به روی کاه رسید
۹- مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول
ز وِرد نیم شب و درس صبحگاه رسید

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *