Menu

غزل شماره ۲۴۷

244

۱- هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز
۲- روندگان طریقت ره بلا سپرند
رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز
۳- غم حبیب نهان به ز جست و جوی رقیب
که نیست سینه ارباب کینه ، محرم راز
۴- چه فتنه بود که مشّاطه قضا انگیخت
که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ناز
۵- به این سپاس که مجلس مُنوّر است به تو
گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز
۶- به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
که کید دشمنت ازجان و جسم دارد باز
۷- فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *