Menu

غزل شماره ۲۴۸

245

۱- منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
۲- نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
۳- به یک دو قطره که ایثار کردی ای دیده
بسا که بر رخ دولت کنی کرشمه و ناز
۴- طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
۵- غرض کرشمه حسن است ورنه حاجت نیست
جمال دولت محمود به ز زلف ایاز
۶- ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
۷- درین مقام مجازی بجز پیاله مگیر
درین سراچه بازیچه غیر عشق مباز
۸- من از نسیم سخن چین چه طرف بر بندم
چو سرو راست درین باغ نیست محرم راز
۹- اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنی ست
من آن نیم که ازین عشقبازی آیم باز
۱۰- چه گویمت که ز سوز درون چه می بینم
ز اشک پرس حکایت که من نیم غمّاز
۱۱- غزل سرایی ناهید صرفه یی نبرد
در آن مقام که حافظ بر آورد آواز

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *