Menu

غزل شماره ۲۵۲

249

۱- خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
پیشتر زآنکه شود کاسه سر، خاک انداز
۲- عاقبت منزل ما وادی خاموشان ست
حالیا غُلغله در گنبد افلاک انداز
۳- چشم آلوده نظر بر رخ جانان نه رواست
بر رخ او نظر از آینه پاک انداز
۴- به سر سبز تو ای سرو که چون خاک شوم
ناز از سر بنه و سایه برین خاک انداز
۵- دل ما را که ز مار سر زلف تو بِخَست
از لب خود به شفاخانه تریاک انداز
۶- ملک این مزرعه دانی که ثباتی نکند
آتشی از جگر جام در املاک انداز
۷- غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اوّل و پس دیده بر آن پاک انداز
۸- یا رب آن زاهد خودبین که به جز عیب ندید
دود آهیش در آیینه ادراک انداز
۹- چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ
وین قبا در ره آن قامت چالاک انداز

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *