| ۱- | دلم ربوده لولی وشی ست شورانگیز |
| دروغ وعده و قتّال وضع و رنگ آمیز | |
| ۲- | فدای پیرهن چاک ماهرویان باد |
| هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز | |
| ۳- | فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی |
| بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز | |
| ۴- | غلام آن کلماتم که آتش انگیزد |
| نه آب سرد زند در سخن به آتش تیز | |
| ۵- | فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی |
| که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز | |
| ۶- | مباش غرّه به بازی خود که در خبر است |
| هزار تعبیه در حکم پادشاه انگیز | |
| ۷- | بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت |
| که در مقام رضا باش و از قضا مگریز | |
| ۸- | پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر |
| به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز | |
| ۹- | میان عاشق و معشوق، هیچ حایل نیست |
| تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز |
