Menu

غزل شماره ۲۵۷

254

۱- دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس
نسیم روضه شیراز پیک راهت بس
۲- دگر ز منزل جانان سفر مکن درویش
که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس
۳- وگر کمین بگشاید عمی ز گوشه دل
حریم درگه پیر مغان پناهت بس
۴- به صدر مصطبه بنشین و ساغری مِی نوش
که اینقدر ز جهان کسب مال و جاهت بس
۵- زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن
صُراحی می لعل و بتی چو ماهت بس
۶- فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
۷- هوای مسکن مالوف و عهد یار قدیم
ز رهروان سفرکرده عذرخواهت بس
۸- به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ
دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس
۹- به منت دگران خو مکن که در دو جهان
رضای ایزد و انعام پادشاهت بس

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *