Menu

غزل شماره ۲۸۰

۱- قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع
۲- شراب خانگیم بس ، می مغانه بیار
حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع
۳- خدای را به می ام شست و شوی خرقه کنید
که من نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع
۴- به بین که رقص کنان میرود به ناله چنگ
کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع
۵- به عاشقان نظری کن به شکر این نعمت
که من غلام مطیعم تو پادشاه مطاع
۶- به فیض جرعه جام تو تشنه ایم ولی
نمی کنیم دلیری ، نمیدهیم صداع
۷- هنر نمی خرد ایّام و غیر از اینم نیست
کجا روم به تجارت بدین کساد متاع
۸- جبین و چهره حافظ خدا جدا مکناد
ز خاک بارگه کبریای شاه شجاع

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *