| ۱- | مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق |
| گرت مدام میسّر شود زهی توفیق | |
| ۲- | جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است |
| هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق | |
| ۳- | دریغ و درد که تا این زمان ندانستم |
| که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق | |
| ۴- | کجاست اهل دلی تا کند دلالت خیر |
| که ما به دوست نبردیم ره به هیچ طریق | |
| ۵- | بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام |
| تصوّریست که عقلش نمی کند تصدیق | |
| ۶- | اگر چه موی میانت به چون منی نرسد |
| خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق | |
| ۷- | حلاوتی که تو را در چه زنخدانست |
| به کُنهِ آن نرسد صد هزار فکر عمیق | |
| ۸- | اگر به رنگ عقیق است اشک من چه عجب |
| که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق | |
| ۹- | به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام |
| ببین که تا به چه حدَّم همی کند تحمیق |
