Menu

غزل شماره ۲۸۶

282

۱- اگر شراب خوری جرعه یی فشان بر خاک
از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
۲- برو به هر چه تو داری بخور، دریغ مخور
که بیدریغ زند روزگار تیغ هلاک
۳- به خاک پای تو ای سرو نازپرور من
که روز واقعه پا وا مگیرم از سر خاک
۴- چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه ملک
به مذهب همه کفر طریقت است امساک
۵- مهندس فلکی راه دیر شش جهتی
چنان ببست که ره نیست جز به دام مغاک
۶- فریب دختر رَز طُرفه میزند ره عقل
مباد تا به قیامت خراب طارِم تاک
۷- به راه میکده حافظ خوش از جهان رفتی
دعای اهل دلت باد مونس دل پاک

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *