Menu

غزل شماره ۲۸۸

284

۱- ای دل ریش مرا با لب تو حقّ نمک
حقّ نگهدار که من میروم الله مَعَک
۲- تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
۳- در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن
که عیار زر خالص نشناسد چو محک
۴- گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یَک
۵- بگشا پسته خندان و شکرریزی کن
خلق را از دهن خویش مینداز به شک
۶- چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
۷- چون بر حافظ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بر او یک دو قدم دورتَرَک

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *